چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۵
اخبار بورس

در برنامه «رینگ طلا» با حضور آرش بهنودی مدیر سرمایه‌گذاری صندوق طلای رز ترنج بررسی شد

راهکارهای متنوع شدن صندوق‌های طلا/ اشتباهات رایج سرمایه‌گذاران در صندوق‌های طلا چیست؟ + ویدئو

فصل بانک - برنامه «رینگ طلا» از جمله محصولات تصویری پایگاه خبری بازار سرمایه ایران(سنا) است که با تمرکز بر ابزارهای مالی مبتنی بر طلا، روندها، چالش‌ها، فرصت‌ها و چشم‌انداز توسعه این بازار را در چارچوب بورس بررسی می‌کند. در این قسمت از برنامه «رینگ طلا»، ظرفیت‌های توسعه صندوق‌های طلا از طریق افزودن ابزارهای مالی جدید به ترکیب دارایی‌ها، امکان استفاده از ابزارهای مشتقه، اوراق سلف موازی استاندارد و اوراق اجاره مبتنی بر طلا و هم‌چنین معیارهای انتخاب صندوق مناسب برای سرمایه‌گذاری بررسی شده است. آرش بهنودی مدیر سرمایه‌گذاری صندوق طلای رز ترنج، با اشاره به استفاده این صندوق از اوراق سلف موازی استاندارد سکه، توسعه ابزارهای مشتقه و تقویت بازارگردانی را از الزامات افزایش انعطاف مدیران صندوق‌ها در مدیریت دارایی‌ها دانست. او معتقد است نقدشوندگی، ثبات عملکرد و نحوه مدیریت حباب قیمت، از معیارهای مهم انتخاب صندوق طلا است.
  بزرگنمايي:

فصل بانک - برنامه «رینگ طلا» از جمله محصولات تصویری پایگاه خبری بازار سرمایه ایران(سنا) است که با تمرکز بر ابزارهای مالی مبتنی بر طلا، روندها، چالش‌ها، فرصت‌ها و چشم‌انداز توسعه این بازار را در چارچوب بورس بررسی می‌کند. در این قسمت از برنامه «رینگ طلا»، ظرفیت‌های توسعه صندوق‌های طلا از طریق افزودن ابزارهای مالی جدید به ترکیب دارایی‌ها، امکان استفاده از ابزارهای مشتقه، اوراق سلف موازی استاندارد و اوراق اجاره مبتنی بر طلا و هم‌چنین معیارهای انتخاب صندوق مناسب برای سرمایه‌گذاری بررسی شده است. آرش بهنودی مدیر سرمایه‌گذاری صندوق طلای رز ترنج، با اشاره به استفاده این صندوق از اوراق سلف موازی استاندارد سکه، توسعه ابزارهای مشتقه و تقویت بازارگردانی را از الزامات افزایش انعطاف مدیران صندوق‌ها در مدیریت دارایی‌ها دانست. او معتقد است نقدشوندگی، ثبات عملکرد و نحوه مدیریت حباب قیمت، از معیارهای مهم انتخاب صندوق طلا است.

به گزارش پایگاه خبری بازار سرمایه ایران(سنا) ،صندوق‌های سرمایه‌گذاری طلا در سال‌های اخیر با فراهم‌کردن امکان سرمایه‌گذاری غیرمستقیم در بازار طلا، به یکی از ابزارهای مورد توجه سرمایه‌گذاران تبدیل شده‌ است. با این حال، تمرکز بخش عمده دارایی این صندوق‌ها بر گواهی سپرده شمش و سکه، شباهت قابل‌توجهی در ساختار پرتفوی آن‌ها ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، توسعه ابزارهای مشتقه و اوراق مبتنی بر طلا می‌تواند دامنه انتخاب مدیران صندوق‌ها را افزایش دهد و امکان اجرای راهبردهای متنوع‌تری را برای مدیریت ریسک و بهره‌گیری از نوسانات بازار فراهم کند.
آرش بهنودی مدیر سرمایه‌گذاری صندوق طلای رز ترنج، در برنامه «رینگ طلا» با اشاره به تجربه این صندوق در استفاده از اوراق سلف موازی استاندارد سکه، عمق محدود بازار مشتقه و دشواری بستن موقعیت‌های معاملاتی را از موانع توسعه استفاده از این ابزارها دانست.
به گفته او، استمرار عرضه اوراق، افزایش نقدشوندگی و تقویت بازارگردانی می‌تواند زمینه استفاده گسترده‌تر صندوق‌ها از ابزارهای جدید را فراهم کند.
او با تأکید بر اهمیت ثبات عملکرد، نقدشوندگی و ترکیب دارایی‌ها، معتقد است سرمایه‌گذاران نباید انتخاب صندوق طلا را صرفاً بر مبنای بازده کوتاه‌مدت یا میزان حباب قیمتی انجام دهند.
مشروح دیدگاه‌های آرش بهنودی مدیر سرمایه‌گذاری صندوق طلای رز ترنج، درباره توسعه ابزارهای مالی، مدیریت ریسک و معیارهای انتخاب صندوق طلا را در ادامه بخوانید و ببینید :
آقای بهنودی، با توجه به این‌که بخش عمده دارایی صندوق‌های طلا به گواهی سپرده شمش و سکه اختصاص دارد، چه ابزارهای دیگری می‌تواند به ترکیب دارایی این نوع صندوق‌ها اضافه شود تا امکان مدیریت بهتر پرتفوی را فراهم کند؟
قراردادهای اختیار معامله از جمله ابزارهایی هستند که مدتی است مدیران سرمایه‌گذاری صندوق‌های طلا برای مدیریت ریسک از آن‌ها استفاده می‌کنند. این قراردادها می‌تواند در شرایط مختلف بازار، امکان اجرای راهبردهای متنوع‌تری را فراهم کند. برای مثال، در روندهای صعودی، مدیر صندوق می‌تواند با خرید قراردادهای اختیار خرید، متناسب با ارزیابی خود از بازار و در چارچوب محدودیت‌های صندوق، از افزایش قیمت‌ها بیش‌تر منتفع شود. به نظر من، نسل بعدی مدیریت صندوق‌های طلا به سمت استفاده گسترده‌تر از این ابزارها حرکت خواهد کرد. در کنار قراردادهای مشتقه، اوراق سلف موازی استاندارد سکه نیز ظرفیت قابل‌توجهی برای مدیریت ریسک دارد. این اوراق اخیراً با عرضه بانک مرکزی مورد توجه قرار گرفته‌ و می‌تواند گزینه دیگری را در اختیار مدیران صندوق‌ها قرار دهد. برای نمونه، در اوراق سلف سکه مورد اشاره، قیمت اعمال با افزایش حدود 7 درصدی نسبت به قیمت مبنا تعیین شده بود. چنین ساختاری می‌تواند در شرایط مشخصی به مدیریت ریسک ناشی از تغییرات قیمت کمک کند. به اعتقاد من، ترکیب ابزارهای مبتنی بر طلا با قراردادهای مشتقه می‌تواند دست مدیران صندوق‌ها را برای اجرای راهبردهای متفاوت بازتر کند. البته میزان اثربخشی هر ابزار به شرایط قرارداد، روند بازار، هزینه استفاده و امکان مدیریت موقعیت معاملاتی وابسته است.
با وجود مزایای ابزارهای مشتقه، سهم این ابزارها در ترکیب دارایی صندوق‌های طلا هم‌چنان محدود است. مهم‌ترین مانع توسعه آن‌ها چیست؟
یکی از مسائل اصلی، دشواری بستن موقعیت‌های معاملاتی است. بسیاری از مدیران سرمایه‌گذاری هنگام ورود به یک موقعیت معاملاتی، این پرسش را نیز در نظر دارند که در زمان مناسب چگونه از آن خارج شوند. خرید یک قرارداد به‌تنهایی مسئله را حل نمی‌کند، بلکه باید امکان فروش یا بستن موقعیت در شرایط موردنظر نیز وجود داشته باشد. از سوی دیگر، عمق محدود بازار یکی از عواملی است که استفاده گسترده‌تر از ابزارهای مشتقه را دشوار می‌کند. ممکن است مدیر صندوق بتواند موقعیت موردنظر خود را ایجاد کند، اما هنگام خروج با محدودیت نقدشوندگی مواجه شود. این مسئله به‌ویژه برای صندوق‌هایی که دارایی قابل‌توجهی دارند و به دنبال اجرای راهبردهای معاملاتی در مقیاس بزرگ هستند، اهمیت بیش‌تری پیدا می‌کند. به نظر من، نهادهای مالی و فعالان بازار باید برای افزایش عمق این معاملات تلاش کنند. تقویت بازارگردانی، افزایش توان پاسخ‌گویی به سفارش‌ها و فراهم‌شدن امکان ورود و خروج مناسب از موقعیت‌های معاملاتی می‌تواند به توسعه بازار مشتقه کمک کند. در واقع، توسعه ابزارهای جدید به‌تنهایی کافی نیست. این ابزارها زمانی می‌تواند به بخش مؤثرتری از راهبردهای سرمایه‌گذاری صندوق‌ها تبدیل شود که بازار از نقدشوندگی و عمق مناسبی برخوردار باشد.
اوراق سلف موازی استاندارد سکه چه ظرفیتی برای صندوق‌های طلا دارد و چگونه می‌توان استفاده از این اوراق را در میان صندوق‌ها گسترش داد؟
اوراق سلف موازی استاندارد سکه ابزار مناسبی برای مدیریت ریسک صندوق‌های طلاست. معاملات ثانویه این اوراق نیز در حال حاضر شرایط مناسبی پیدا کرده است، اما یکی از پرسش‌های مهم مدیران صندوق‌ها، تداوم عرضه در سررسیدهای بعدی و مشخص‌شدن ساختار قراردادهای آینده است. برای استفاده گسترده‌تر از این ابزار، باید مشخص باشد که پس از سررسید قراردادهای فعلی، چه اوراقی با چه ویژگی‌هایی عرضه خواهد شد. استمرار عرضه می‌تواند به مدیران صندوق‌ها کمک کند تا با اطمینان بیش‌تری این ابزار را در راهبردهای سرمایه‌گذاری خود لحاظ کنند. از سوی دیگر، قیمت‌گذاری اوراق نیز اهمیت دارد. ممکن است مدیران صندوق‌ها به استفاده از این ابزار علاقه‌مند باشند، اما شرایط قیمت‌گذاری باعث شود خرید آن در مقطعی از نظر اقتصادی جذابیت کافی نداشته باشد. بنابراین، باید میان ویژگی‌های قرارداد، قیمت عرضه و نیازهای مدیریت ریسک صندوق‌ها تناسب وجود داشته باشد. به اعتقاد من، استمرار عرضه اوراق، تنوع‌بخشی به سررسیدها و فراهم‌کردن شرایط مناسب برای مشارکت فعالان بازار می‌تواند به توسعه این ابزار کمک کند. هرچه مدیران صندوق‌ها گزینه‌های بیشتری برای مدیریت موقعیت‌های خود داشته باشند، امکان استفاده از راهبردهای متنوع‌تر نیز افزایش می‌یابد.
آیا انتشار اوراق سلف موازی استاندارد ارزی نیز می‌تواند به‌عنوان گزینه‌ای جدید در اختیار صندوق‌های طلا قرار گیرد؟
قطعاً این موضوع می‌تواند ظرفیت قابل‌توجهی داشته باشد. اوراق سلف موازی ارزی، در صورت طراحی متناسب با نیاز بازار و فراهم‌شدن زیرساخت‌های لازم، می‌تواند گزینه دیگری برای مدیریت ریسک در اختیار صندوق‌ها قرار دهد. صندوق‌های طلا از تغییرات قیمت طلای جهانی و نرخ ارز تأثیر می‌پذیرد. بنابراین، ابزارهایی که امکان مدیریت جداگانه یا ترکیبی ریسک‌های مرتبط با این متغیرها را فراهم کند، می‌تواند برای مدیران صندوق‌ها کاربرد داشته باشد. اگر اوراق سلف موازی ارزی با ساختاری متناسب با نیاز صندوق‌ها طراحی و عرضه شود، مدیران می‌توانند آن را در کنار سایر ابزارها بررسی کنند و با توجه به ارزیابی خود از شرایط بازار، درباره استفاده از آن تصمیم بگیرند. البته میزان کارایی این ابزار به نحوه طراحی قرارداد، سازوکار تسویه، هزینه‌ها و میزان نقدشوندگی آن وابسته خواهد بود. در مجموع، متنوع‌شدن ابزارهای مالی می‌تواند امکان مدیریت انعطاف‌پذیرتر پرتفوی را فراهم کند و به تعمیق بازار مشتقه نیز کمک کند.
آیا با توسعه ابزارهای مشتقه و اوراق جدید می‌توان انتظار داشت صندوق‌های طلا در آینده به 2 گروه کم‌ریسک و پرریسک تقسیم شود؟
به نظر من، امکان شکل‌گیری چنین تفاوتی وجود دارد. البته باید توجه داشت که همه صندوق‌های طلا هم‌چنان در معرض ریسک‌های ناشی از تغییرات قیمت طلای جهانی و نرخ ارز قرار دارد. بنابراین، حتی استفاده از ابزارهای مدیریت ریسک نیز به معنای حذف کامل ریسک سرمایه‌گذاری نیست. تفاوت اصلی می‌تواند در راهبردهای مورد استفاده مدیران صندوق‌ها شکل بگیرد. برای مثال، صندوقی که از قراردادهای اختیار خرید با هدف بهره‌گیری بیش‌تر از روند صعودی بازار استفاده می‌کند، ممکن است در مقایسه با صندوقی که از اوراق سلف موازی استاندارد برای مدیریت ریسک بهره می‌گیرد، ساختار ریسک متفاوتی داشته باشد. البته ارزیابی سطح ریسک هر صندوق به جزییات موقعیت‌های معاملاتی، ترکیب دارایی‌ها و نحوه استفاده از ابزارها وابسته است و نمی‌توان صرفاً بر اساس نام یک ابزار، درباره میزان ریسک آن قضاوت کرد. به اعتقاد من، توسعه ابزارهای مالی می‌تواند زمینه شکل‌گیری صندوق‌هایی با راهبردهای متمایزتر را فراهم کند. در چنین شرایطی، سرمایه‌گذاران نیز با بررسی دقیق‌تر سیاست سرمایه‌گذاری و سطح ریسک هر صندوق، امکان انتخاب متناسب‌تری با اهداف خود خواهند داشت.
با توجه به افزایش تعداد صندوق‌های قابل معامله طلا، سرمایه‌گذاران برای انتخاب صندوق مناسب باید چه معیارهایی را در نظر بگیرند؟
یکی از اشتباهات رایج این است که سرمایه‌گذاران صرفاً به بازدهی کوتاه‌مدت صندوق‌ها توجه می‌کنند. برای مثال، ممکن است صندوقی در یک هفته در رتبه نخست بازده قرار بگیرد و سرمایه‌گذار بر همین اساس آن را انتخاب کند، در حالی که همان صندوق در بازه‌های ماهانه یا 3 ماهه عملکرد متفاوتی داشته باشد. به نظر من، استمرار عملکرد اهمیت زیادی دارد. سرمایه‌گذار باید بررسی کند که صندوق در بازه‌های زمانی مختلف چه جایگاهی داشته و آیا توانسته است عملکردی باثبات ارائه دهد یا خیر. رتبه یک صندوق در یک هفته به‌تنهایی نمی‌تواند معیار کافی برای ارزیابی کیفیت مدیریت آن باشد. معیار مهم دیگر، نقدشوندگی و کیفیت بازارگردانی است. سرمایه‌گذار باید بررسی کند که آیا در زمان نیاز می‌تواند واحدهای صندوق را با سهولت مناسب بفروشد یا برای خرید نیز با محدودیت مواجه نمی‌شود. عمق سفارش‌های خرید و فروش و فاصله میان بهترین قیمت‌های خرید و فروش، اطلاعات مهمی درباره شرایط معاملاتی صندوق در اختیار او قرار می‌دهد. ترکیب دارایی‌ها نیز اهمیت دارد. سرمایه‌گذار باید بداند صندوق موردنظر چه سهمی از دارایی خود را به شمش، سکه یا ابزارهای مشتقه اختصاص داده است. تفاوت در این ترکیب می‌تواند بر عملکرد صندوق در شرایط مختلف بازار اثر بگذارد. بنابراین، انتخاب صندوق باید با شناخت ساختار پرتفوی و راهبرد مدیر آن همراه باشد.
آیا اندازه صندوق و ارزش دارایی‌های تحت مدیریت آن نیز می‌تواند معیار مهمی برای انتخاب باشد؟
به نظر من، اندازه صندوق به‌تنهایی معیار تعیین‌کننده‌ای نیست. ممکن است صندوقی دارایی‌های تحت مدیریت بیش‌تری داشته باشد، اما اگر بازارگردانی مناسبی نداشته باشد، سرمایه‌گذار هنگام خریدوفروش با محدودیت مواجه شود. از نگاه من، مهم‌ترین موضوع این است که سرمایه‌گذار بتواند در زمان موردنیاز، واحدهای صندوق را با سهولت مناسب خریداری کند یا بفروشد. برای این منظور، بررسی وضعیت سفارش‌های خرید و فروش، عمق بازار و عملکرد بازارگردان اهمیت بیش‌تری دارد. البته اندازه صندوق می‌تواند در کنار سایر شاخص‌ها مورد توجه قرار گیرد، اما نباید جایگزین ارزیابی نقدشوندگی شود. سرمایه‌گذار باید شرایط واقعی معاملات را بررسی کند و ببیند صندوق تا چه اندازه می‌تواند پاسخ‌گوی نیاز او باشد.
حباب قیمتی واحدهای صندوق طلا چه جایگاهی در فرآیند انتخاب دارد؟ آیا خرید صندوق با حباب کم‌تر یا حباب منفی همیشه تصمیم مناسب‌تری است؟
به نظر من، صرفاً پایین‌بودن حباب یا حتی منفی‌بودن آن نمی‌تواند دلیل کافی برای انتخاب یک صندوق باشد. همان‌طور که حباب مثبت بالا لزوماً به معنای نامناسب‌بودن صندوق نیست، حباب منفی نیز به‌تنهایی مزیت قطعی محسوب نمی‌شود. سرمایه‌گذار باید بررسی کند که حباب قیمتی صندوق در طول زمان چه رفتاری داشته است. ممکن است صندوقی در مقاطعی با حباب مثبت و در مقاطعی دیگر با حباب منفی معامله شود. آن‌چه اهمیت دارد، نحوه مدیریت این وضعیت و بررسی روند انحراف قیمت معاملاتی از خالص ارزش روز دارایی‌ها یا NAV است. اگر سرمایه‌گذار صرفاً بر اساس یک مشاهده مقطعی تصمیم بگیرد، ممکن است تغییرات بعدی حباب بر نتیجه سرمایه‌گذاری او اثر منفی بگذارد. به همین دلیل، بهتر است وضعیت حباب در کنار نقدشوندگی، ثبات عملکرد، ترکیب دارایی‌ها و کیفیت بازارگردانی بررسی شود. در نهایت، هیچ شاخص منفردی نمی‌تواند به‌تنهایی مبنای مناسبی برای انتخاب صندوق طلا باشد. ارزیابی مجموعه این عوامل تصویر دقیق‌تری از شرایط صندوق در اختیار سرمایه‌گذار قرار می‌دهد.
آیا تخصیص تمام سرمایه به یک صندوق طلا می‌تواند ریسک قابل‌توجهی برای سرمایه‌گذار ایجاد کند؟ آیا تقسیم سرمایه میان چند صندوق ضرورت دارد؟
به نظر من، اگر سرمایه‌گذار سابقه عملکرد و ساختار صندوق را به‌دقت بررسی کرده باشد، انتخاب یک صندوق یا تقسیم سرمایه میان 2 صندوق لزوماً تفاوت تعیین‌کننده‌ای ایجاد نمی‌کند. به‌ویژه در شرایطی که ترکیب دارایی و راهبرد سرمایه‌گذاری صندوق‌ها به یکدیگر نزدیک است، ممکن است تفاوت عملکرد آنها نیز محدود باشد. البته این موضوع به معنای یکسان‌بودن همه صندوق‌ها یا بی‌اهمیت‌بودن تنوع‌بخشی نیست. صندوق‌هایی که از ابزارهای مشتقه استفاده می‌کنند یا راهبردهای متفاوتی دارند، ممکن است در شرایط خاص بازار عملکرد متفاوتی نشان دهند. بنابراین، سرمایه‌گذار باید پیش از تصمیم‌گیری، ترکیب دارایی‌ها و سطح ریسک صندوق‌های موردنظر را بررسی کند. از سوی دیگر، میزان سرمایه، افق زمانی و نیاز به نقدشوندگی نیز در انتخاب اهمیت دارد. سرمایه‌گذاری که قصد دارد در زمان مشخصی به منابع خود دسترسی پیدا کند، باید عمق سفارش‌ها و توان بازارگردانی صندوق را متناسب با حجم سرمایه خود ارزیابی کند. در مجموع، انتخاب یک یا چند صندوق باید بر اساس شرایط سرمایه‌گذار و ویژگی‌های واقعی ابزارهای انتخابی انجام شود، نه صرفاً بر مبنای تعداد صندوق‌های موجود در پرتفوی.
مشروح دیدگاه‌های آرش بهنودی مدیر سرمایه‌گذاری صندوق طلای رز ترنج را که در برنامه «رینگ طلا» ارائه شده، در ویدئوی زیر ببینید.



آخرین اخبار