دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵
اخبار بانک

نسخه تاب‌آوری نظام پرداخت در روزهای جنگ

فصل بانک - پژوهشکده پولی و بانکی در گزارشی تحلیلی، بر ضرورت تقویت تاب‌آوری نظام پرداخت کشور در شرایط جنگ تأکید کرده و مجموعه‌ای از راهکارها را برای تداوم خدمات حیاتی بانکی، حفظ دسترسی مردم به پول نقد و کاهش آسیب‌پذیری زیرساخت‌های پرداخت پیشنهاد می‌کند.
  بزرگنمايي:

فصل بانک - پژوهشکده پولی و بانکی در گزارشی تحلیلی، بر ضرورت تقویت تاب‌آوری نظام پرداخت کشور در شرایط جنگ تأکید کرده و مجموعه‌ای از راهکارها را برای تداوم خدمات حیاتی بانکی، حفظ دسترسی مردم به پول نقد و کاهش آسیب‌پذیری زیرساخت‌های پرداخت پیشنهاد می‌کند.

به گزارش ایبنا، پژوهشکده پولی و بانکی در بررسی تاب‌آوری نظام پرداخت در شرایط جنگ، این موضوع را فراتر از یک مسئله فنی یا مرتبط با امنیت سایبری ارزیابی کرده است. بر اساس این گزارش، نظام پرداخت از زیرساخت‌های حیاتی حکمرانی اقتصادی به شمار می‌رود؛ زیرا گردش پول، پرداخت حقوق و مستمری، خرید کالاهای ضروری، تسویه‌های بین‌بانکی، تأمین مالی بنگاه‌ها و حفظ اعتماد عمومی به پول و شبکه بانکی، به عملکرد منظم آن وابسته است.
از این منظر، اختلال گسترده در نظام پرداخت می‌تواند از محدوده سامانه‌های بانکی فراتر برود و ثبات مالی، فعالیت اقتصادی و آرامش اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل، تاب‌آوری این نظام در شرایط جنگی باید در دستور کار اصلی بانک مرکزی در حوزه ثبات مالی و حکمرانی پولی قرار گیرد و صرفاً به‌عنوان موضوعی در حوزه فناوری اطلاعات یا مدیریت بحران دنبال نشود.
چرا تاب‌آوری نظام پرداخت مهم است؟
بررسی پژوهشکده پولی و بانکی نشان می‌دهد که نظام پرداخت ایران از معماری چندلایه‌ای برخوردار است. سامانه‌های ساتنا، پایا، شتاب و شاپرک، زیرساخت‌های ارتباطی و داده‌ای، شبکه بانکی، شرکت‌های ارائه‌دهنده خدمات پرداخت، شعب، خودپردازها، پول نقد و در افق جدید، ریال دیجیتال، اجزای این معماری را تشکیل می‌دهند.
هر یک از این اجزا وظیفه متفاوتی بر عهده دارند و اختلال در هر کدام می‌تواند پیامدهای خاصی به همراه داشته باشد. اختلال در ساتنا ممکن است تسویه‌های کلان و مدیریت نقدینگی بین‌بانکی را مختل کند؛ اختلال در پایا می‌تواند پرداخت‌های انبوه، از جمله حقوق، مستمری و اقساط را با مشکل مواجه سازد؛ و اختلال در شتاب و شاپرک مستقیماً بر خریدهای روزمره مردم و فعالیت بنگاه‌ها اثر بگذارد.
در عین حال، آسیب به شبکه برق یا زیرساخت‌های ارتباطی می‌تواند حتی در صورت سالم ماندن سامانه‌های بانکی، دسترسی کاربران به خدمات پرداخت را محدود کند. بنابراین، صرف برخورداری از مراکز داده پشتیبان یا سامانه‌های جایگزین، تضمین‌کننده تداوم خدمات نیست. آنچه اهمیت دارد، هماهنگی میان اجزای مختلف نظام پرداخت، اولویت‌بندی خدمات حیاتی و امکان استفاده از مسیرهای جایگزین در زمان اختلال است.
راه‌حل در یک سامانه خلاصه نمی‌شود
تجربه‌های بین‌المللی، بر اساس بررسی پژوهشکده پولی و بانکی، نشان می‌دهند که تاب‌آوری نظام پرداخت به آمادگی قبلی، هماهنگی نهادی و تنوع مسیرهای ارائه خدمات وابسته است. تجربه اوکراین نشان داده است که حتی در شرایط جنگ تمام‌عیار نیز می‌توان با برنامه‌ریزی قبلی، هماهنگی میان نهاد ناظر و سایر دستگاه‌های مسئول، انعطاف‌پذیری مقرراتی، حفظ دسترسی به پول نقد، تجهیز شعب منتخب و طراحی مسیرهای اضطراری، استمرار خدمات پایه بانکی را تا حد قابل قبولی حفظ کرد.
در سوی دیگر، تجربه کانادا و بریتانیا یادآور می‌شود که اختلال در شبکه‌های مخابراتی یا زیرساخت‌های فناوری بانک‌ها، حتی بدون وقوع جنگ، می‌تواند پرداخت‌های روزمره را با مشکل مواجه کند. این تجربه‌ها اهمیت آمادگی برای اختلال‌هایی را نشان می‌دهند که ممکن است در چند بخش از زیرساخت‌های مالی به‌طور هم‌زمان رخ دهند.
همچنین، تجربه باهاما و اتحادیه پولی کارائیب شرقی نشان می‌دهد که ابزارهای دیجیتال جدید، از جمله پول دیجیتال بانک مرکزی، در برخی سناریوها می‌توانند به افزایش تاب‌آوری کمک کنند. با این حال، اتکا به چنین ابزارهایی مستلزم آن است که خود آنها نیز از نظر عملیاتی، امنیتی، نهادی و ارتباطی از آمادگی کافی برخوردار باشند.
بر این اساس، راهکار اصلی را نمی‌توان در توسعه یک سامانه خاص خلاصه کرد. تاب‌آوری پایدار به ترکیبی از مسیرهای پرداخت، کانال‌های توزیع پول نقد، ارتباطات پشتیبان و سازوکارهای هماهنگی و تصمیم‌گیری در شرایط بحران نیاز دارد.
استانداردهای جهانی چه می‌گویند؟
استانداردهای بین‌المللی نیز بر ضرورت بازیابی سریع عملیات، تداوم تسویه و آمادگی برای مواجهه با اختلال‌های شدید تأکید دارند. اصول زیرساخت‌های بازار مالی، تداوم عملکرد و بازیابی به‌موقع خدمات را از الزامات زیرساخت‌های حیاتی مالی می‌دانند. اصول تاب‌آوری عملیاتی بازل نیز بر شناسایی عملیات حیاتی، تعیین سطح تحمل اختلال، ترسیم وابستگی‌های داخلی و بیرونی و آزمون آمادگی در سناریوهای شدید اما محتمل تأکید می‌کنند.
در این چارچوب، تاب‌آوری به معنای جلوگیری از وقوع تمام اختلال‌ها نیست؛ زیرا چنین انتظاری، به‌ویژه در شرایط جنگی، واقع‌بینانه نخواهد بود. معیار اصلی آن است که نظام پرداخت تا چه اندازه می‌تواند خدمات حیاتی را هنگام بروز اختلال حفظ کند، مسیرهای جایگزین را به کار گیرد، عملیات را در بازه زمانی قابل قبول بازیابی کند و با اطلاع‌رسانی شفاف، اعتماد عمومی را حفظ کند.
حفظ خدمات و دسترسی به پول نقد
بررسی پژوهشکده پولی و بانکی نشان می‌دهد که معماری موجود نظام پرداخت ایران از ظرفیت‌هایی همچون سامانه‌های تثبیت‌شده پرداخت و تسویه، تجربه گسترده بانکداری الکترونیک، شبکه بانکی وسیع، سازوکارهای توزیع پول نقد و نقش محوری بانک مرکزی برخوردار است. با این حال، استفاده مؤثر از این ظرفیت‌ها در شرایط جنگی به سازماندهی منسجم‌تر و آمادگی عملیاتی بیشتر نیاز دارد.
در کوتاه‌مدت، نخستین اقدام باید شناسایی خدماتی باشد که توقف آنها بیشترین پیامد اقتصادی و اجتماعی را به دنبال دارد. پرداخت‌های ضروری مردم، دسترسی به پول نقد، تسویه‌های حیاتی و خدمات مورد نیاز بنگاه‌ها باید در اولویت برنامه‌های تداوم فعالیت قرار گیرند.
تعریف حداقل سطح خدمات قابل ارائه در شرایط بحران، تقویت سازوکار فرماندهی و هماهنگی، آماده‌سازی شعب و خودپردازهای منتخب و پیش‌بینی روش‌های جایگزین برای دسترسی مردم به پول نقد، از جمله اقداماتی است که می‌تواند در این مرحله دنبال شود.
در کنار این اقدامات، باید از پیش مشخص باشد که هنگام اختلال گسترده، کدام نهاد مسئول هماهنگی عملیات است، تصمیم‌های اضطراری چگونه اتخاذ می‌شوند و اطلاع‌رسانی به مردم از چه مسیری انجام خواهد شد. نبود اطلاع‌رسانی هماهنگ می‌تواند حتی در شرایطی که بخشی از خدمات فعال است، به سردرگمی کاربران و افزایش فشار بر شبکه بانکی منجر شود.
کاهش وابستگی و آزمون آمادگی
در میان‌مدت، کاهش وابستگی یک‌لایه‌ای به شبکه‌های ارتباطی و برق، مدیریت ریسک شرکت‌های طرف قرارداد و ارائه‌دهندگان خدمات بیرونی و افزایش قابلیت جایگزینی مسیرهای ارائه خدمات باید در دستور کار قرار گیرد.
وجود زیرساخت پشتیبان زمانی ارزش عملیاتی دارد که امکان استفاده از آن در شرایط واقعی اختلال فراهم باشد. ازاین‌رو، اجرای آزمون‌های آمادگی، شبیه‌سازی قطع ارتباطات، اختلال هم‌زمان در چند سامانه و افزایش ناگهانی تقاضا برای پول نقد اهمیت ویژه‌ای دارد.
این آزمون‌ها باید صرفاً به بررسی عملکرد فنی سامانه‌ها محدود نشوند؛ بلکه توان هماهنگی میان بانک مرکزی، بانک‌ها، شرکت‌های پرداخت و سایر دستگاه‌های مسئول را نیز ارزیابی کنند. همچنین باید مشخص شود که در صورت از دسترس خارج شدن یک مسیر پرداخت، انتقال خدمات به مسیر جایگزین با چه سرعت و در چه محدوده‌ای امکان‌پذیر است.
تقویت پیوند میان پرداخت دیجیتال و پول نقد نیز از دیگر الزامات این مرحله است. هدف آن نیست که پول نقد جایگزین پرداخت دیجیتال شود یا توسعه خدمات الکترونیکی متوقف بماند؛ بلکه باید در شرایط اختلال، امکان استفاده از شیوه‌های مکمل برای انجام پرداخت‌های ضروری فراهم باشد.
تبدیل تاب‌آوری به معیار نظارت
در بلندمدت، تاب‌آوری نظام پرداخت باید به بخشی پایدار از چارچوب حکمرانی، نظارت و ارزیابی عملکرد بانک‌ها و شرکت‌های ارائه‌دهنده خدمات پرداخت تبدیل شود. در این رویکرد، هر نهاد باید خدمات حیاتی خود، وابستگی‌های داخلی و بیرونی، میزان تحمل اختلال و زمان مورد نیاز برای بازیابی عملیات را مشخص کند. سپس، میزان آمادگی آن در برابر سناریوهای مختلف به‌صورت دوره‌ای ارزیابی شود.
این رویکرد می‌تواند ارزیابی تاب‌آوری را از سطح برنامه‌های مکتوب و تجهیزات پشتیبان به سطح عملکرد واقعی در شرایط بحران منتقل کند. به بیان دیگر، داشتن برنامه تداوم فعالیت کافی نیست؛ برنامه باید به‌طور منظم آزموده شود و نقاط ضعف شناسایی‌شده در فرایندهای اصلاحی مورد توجه قرار گیرند.
در همین چارچوب، ریال دیجیتال نیز می‌تواند به‌عنوان یکی از اجزای بالقوه معماری پرداخت مورد ارزیابی قرار گیرد؛ مشروط بر آنکه محدودیت‌های عملیاتی، وابستگی‌های ارتباطی، الزامات امنیتی و امکان استفاده از آن در شرایط اختلال به‌طور دقیق بررسی شود. هیچ ابزار دیجیتالی، بدون برخورداری از زیرساخت و سازوکارهای پشتیبان، به‌تنهایی تضمین‌کننده تاب‌آوری نخواهد بود.
راز تاب آوری در تداوم خدمات
بازوی تحقیقاتی بانک مرکزی تاکید داد: تاب‌آوری نظام پرداخت در شرایط جنگ، مسئله‌ای حاکمیتی، بین‌نهادی و چندلایه است و نمی‌توان آن را به یک پروژه فنی محدود کرد. مسئله اصلی این نیست که آیا سامانه‌های پرداخت از زیرساخت پشتیبان برخوردارند یا خیر؛ بلکه باید مشخص شود در شرایطی مانند جنگ، قطع ارتباطات، حملات سایبری یا افزایش تقاضا برای پول نقد، کدام خدمات باید در اولویت قرار گیرند، چه مسیرهایی برای تداوم آنها وجود دارد، مسئولیت هماهنگی بر عهده کدام نهاد است و بازیابی خدمات در چه بازه زمانی باید انجام شود.
در چنین چارچوبی، پرداخت دیجیتال، پول نقد، شعب منتخب، خودپردازها، ارتباطات پشتیبان، مدیریت نقدینگی، امنیت سایبری و اطلاع‌رسانی عمومی، اجزای مکمل یک معماری واحد هستند. هماهنگی میان این اجزا می‌تواند به بانک مرکزی و شبکه بانکی کمک کند تا با استفاده از ظرفیت‌های موجود، تداوم خدمات حیاتی را در شرایط اختلال شدید تضمین‌پذیرتر سازند.


آخرین اخبار