- نوشته شده توسط:
فصل بانک نشریه الکترونیکی تخصصی بانک
-
دوشنبه ۲ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۹:۴۷
- ۶ بازديد
فصل بانک - پایگاه خبری بازار سرمایه ایران (سنا)، در برنامه جدید «صندوقچه»، به بررسی مسائل، چالشها و روند فعالیت صندوقهای سرمایهگذاری خواهد پرداخت. در نخستین قسمت از سلسله برنامههای «صندوقچه»، حسن کاظمزاده رئیس هیاتمدیره سبدگردان گندم، علی جبلعاملی قائممقام مدیرعامل گروه مالی کارآمد و بابک قاسمزاده مدیر سرمایهگذاری صندوق صنم به بررسی جایگاه، ظرفیتها و چشمانداز فعالیت «صندوق در صندوقها» در بازار سرمایه ایران میپردازند. در آخرین بخش از این برنامه «صندوقچه»، علی جبلعاملی قائممقام مدیرعامل گروه مالی کارآمد، دیدگاههای خود را درباره چالشها و چشماندازهای فعالیت «فراصندوقها» مطرح میکند.
فصل بانک - پایگاه خبری بازار سرمایه ایران (سنا)، در برنامه جدید «صندوقچه»، به بررسی مسائل، چالشها و روند فعالیت صندوقهای سرمایهگذاری خواهد پرداخت. در نخستین قسمت از سلسله برنامههای «صندوقچه»، حسن کاظمزاده رئیس هیاتمدیره سبدگردان گندم، علی جبلعاملی قائممقام مدیرعامل گروه مالی کارآمد و بابک قاسمزاده مدیر سرمایهگذاری صندوق صنم به بررسی جایگاه، ظرفیتها و چشمانداز فعالیت «صندوق در صندوقها» در بازار سرمایه ایران میپردازند. در آخرین بخش از این برنامه «صندوقچه»، علی جبلعاملی قائممقام مدیرعامل گروه مالی کارآمد، دیدگاههای خود را درباره چالشها و چشماندازهای فعالیت «فراصندوقها» مطرح میکند.
برنامه «صندوقچه» محصول جدید پایگاه خبری بازار سرمایه ایران(سنا)، است که با تمرکز بر عملکرد و کارکردهای صندوقهای سرمایهگذاری، مسائل، چالشها، ظرفیتها و روند فعالیت این ابزارها را در بازار سرمایه بررسی میکند.
صندوقدرصندوقها یا آنطور که بیشتر گفته میشود، «فراصندوقها» یکی از نهادهای مالی فعال در بازار سرمایه هستند که میتوانند همچون یک صندوق سرمایهگذاری در مجموعهای از کلاسهای دارایی سرمایهگذاری کنند و داراییهای مختلفی در سبد سرمایهگذاری خود داشته باشند، اما با یک تفاوت؛ فراصندوقها به جای خرید سهام، گواهی سپرده کالایی یا هر چیز دیگر با سرمایهگذاری در صندوقهای فعال در بخشهای مختلف فعالیت میکنند. اگرچه این صندوقها میتوانند در نگاه نخست به دلیل تنوع بخشی به داراییها جذاب باشند اما بعد از تقریبا 5 سال از حضور آنها در ساختار بازار سرمایه، همچنان در اقلیت هستند. علت چیست؟ «سنا» این موضوع را در گفتوگو با کارشناسان بازار سرمایه به بحث گذاشته است.
در این بخش، علی جبلعاملی قائممقام مدیرعامل گروه مالی کارآمد، در برنامه «صندوقچه» عملکرد و چشمانداز فعالیت فراصندوقها را از زاویههای مختلف مورد بررسی قرار داده است. مشروح دیدگاههای علی جبلعاملی را در ادامه بخوانید:
آقای جبلعاملی از نظر شما جایگاه «صندوق در صندوقها» در حال حاضر در بازار سرمایه چیست و چطور میتوان این جایگاه را بهبود بخشید؟
سؤال مهمی است. شاید برخی از مخاطبان ما تاکنون نام «صندوق در صندوق»، «فراصندوق» یا به انگلیسی Fund of Funds را نشنیده باشند. به این دلیل که از ابتدای صدور مجوز برای این نوع صندوقها، اگر اشتباه نکنم، تاکنون حدود 5 صندوق مجوز گرفته و مشغول به فعالیت شدهاند. در مقایسه با سایر صندوقها و ابزارهای شناختهشده بازار سرمایه، این نوع صندوق تا حدودی مهجور ماندهاند. فکر میکنم در حال حاضر حدود 2.5 همت منابع در این صندوقها وجود داشته باشد. نخستین مجوز، در سال 1398 صادر شده و آخرین مجوزها نیز احتمالا مربوط به سالهای 1401 یا 1402 است. با این حال، میبینیم که تقاضا برای این صندوقها، در مقایسه با سایر انواع صندوقها، رشد چندانی نداشته است. احتمالا مجوزهای این صندوقها صادر میشده، اما تقاضای چندانی برای ایجاد آنها وجود نداشته است که این موضوع میتواند دلایل مختلفی داشته باشد. اجازه بدهید کمی به عقب برگردم. بازار سرمایه ما در مقایسه با بازار پول و همچنین بازار سرمایه بسیاری از نقاط جهان، همچنان بازار جوانی محسوب میشود؛ هرچند رشد بسیار خوبی داشته است. در روزهای ابتدایی شکلگیری بورس، مردم عمدتاً سهام را میشناختند و این وضعیت تا دهه 1380 ادامه داشت. در دهه 1380، با تصویب قانون بازار اوراق بهادار، ابزارهای جدید معرفی شدند و نهادهای مالی جدید نیز شکل گرفتند. بهتدریج تقسیم کار میان این نهادها انجام شد؛ مشخص شد کارگزاریها چه وظایفی باید داشته باشند، شرکتهای تأمین سرمایه چه کاری انجام دهند. سبدگردانها نیز به وجود آمدند. همزمان با این تحولات صندوقها نیز رشد کردند. شاید بتوان گفت در ابتدای دهه 1390، مفهوم صندوق همچنان برای بسیاری از سرمایهگذاران مفهومی بهنسبت بیگانه بود. اما با تصویب قوانین و توسعه ابزارهای مالی، صندوقهای سهامی، صندوقهای صدور و ابطالی، صندوقهای سرمایهگذاری در اوراق با درآمد ثابت و سپس صندوقهای ETF توسعه پیدا کردند. در میانه دهه 1390 نیز شاهد توسعه صندوقهای طلا و پس از آن صندوقهای املاک و مستغلات بودیم. اما سؤال اینجاست که چرا با وجود این همه توسعه در صندوقها، صندوق در صندوقها چنین رشدی نداشتهاند؟ بخشی از این موضوع را میتوان با تقاضا برای ایجاد خود صندوقها مرتبط دانست. در حال حاضر نهادهای مالی زیادی، درگیر دریافت مجوز و ایجاد صندوقهای جدید هستند. برای مثال، تقاضا برای صندوقهای اهرمی که ابزار بهنسبت جدیدی است، افزایش پیدا کرده است. صندوقهای نقره و صندوقهای طلا نیز همچنان در حال توسعه هستند. وقتی یک نهاد مالی توسعه پیدا میکند، طبیعتاً برای افزایش درآمد و تکمیل سبد خدمات خود، عمدتاً به سراغ ایجاد صندوقها میرود.
در اینجا یک سؤال مطرح میشود. شما به بحث Asset Allocation یا تخصیص دارایی اشاره کردید. سایر صندوقها نیز چنین قابلیتی دارند. اگر من بهعنوان یک سرمایهگذار، بهخصوص سرمایهگذاری که آشنایی چندانی با بازار سرمایه ندارد، وارد بازار شوم، این سوال پیش میآید که تفاوت صندوق در صندوق با سایر صندوقها چیست؟ صندوق در صندوق چه مزیتی برای من ایجاد میکند که یک صندوق سرمایهگذاری در سهام یا سایر صندوقها نمیتواند ایجاد کند؟
من دوباره به همان بحث Asset Allocation بازمیگردم. نمیخواهم وارد بحث تخصصی نصابهای صندوقها شوم، اما شما در یک صندوق درآمد ثابت با محدودیتهایی برای خرید طلا مواجه هستید. در یک صندوق درآمد ثابت برای خرید سهام نیز محدودیت وجود دارد. از طرف دیگر، گاهی سرمایهگذار اساساً تمایلی به پذیرش چنین ریسکی ندارد. بهعنوان مثال، در مقطعی تبلیغ برخی صندوقها این بود که «ما اصلاً سهم نداریم». این تبلیغ بر اساس این تصور شکل گرفته بود که بازار سهام قرار است ریزش شدیدی داشته باشد و رشد نکند. آیا من میتوانم در صندوق طلا، سهام بخرم؟ طبیعتاً خیر. امروز تعداد صندوقها کم نیست. عدد دقیق آن را به دلیل تغییرات روزانه اعلام نمیکنم، اما تعداد زیادی صندوق درآمد ثابت و دهها صندوق طلا و نقره داریم. بسیاری از این صندوقها نیز تا حدودی شبیه یکدیگر هستند. نرخهایی در یک محدوده قرار دارند و بازده صندوقهای طلا نیز، با وجود تفاوتها، معمولاً در محدودههای مشابهی قرار میگیرد. البته گاهی حباب قیمتی ایجاد میشود و فردی که تخصص کافی دارد میتواند از فرصتهای آربیتراژی میان صندوقهای طلا استفاده کند. همین حالا نیز شرکتها و افرادی هستند که از این فرصتها استفاده میکنند. اما در صندوق در صندوق، من یک لایه مدیریت بالاتر دارم که روی این صندوقها نظارت میکند و میتواند عملکرد آنها را بررسی کند. طبیعتاً یک سطح نظارت نیز وجود دارد و اگر صندوقی کوچکترین تخلفی داشته باشد یا نصابهای خود را رعایت نکند، با آن برخورد میشود و حتی ممکن است مجوز آن تمدید نشود. بنابراین یک سطح نظارت و یک سطح تخصص وجود دارد. ما میگوییم صندوق طلای «الف» عملکرد خوبی داشته است؛ ممکن است بازده آن فقط یک یا دو دهم درصد با صندوق دیگری تفاوت داشته باشد، اما در صندوقهای سهامی گاهی تفاوت عملکرد بسیار بیشتر است. ممکن است یک صندوق سهامی عملکرد فوقالعادهای داشته باشد؛ چرا؟ چون مدیر آن بهموقع ریسک پذیرفته، از ابزارهایی مانند اختیار معامله استفاده کرده و توانسته عملکرد خوبی ثبت کند. اما همین صندوق نیز محدودیتهایی دارد. آیا میتواند تمام دارایی خود را طلا بخرد؟ طبیعتاً خیر. در مورد صندوقهای سرمایهگذاری در اوراق با درآمد ثابت نیز همین مسئله وجود دارد. ممکن است یک صندوق سرمایهگذاری در اوراق با درآمد ثابت عملکرد خوبی داشته باشد، اندازه بزرگی داشته باشد، نقدشوندگی مناسبی داشته باشد و حتی نرخ بازده آن نیم درصد بالاتر از سایر صندوقها باشد؛ اما مهمتر از همه، صندوق معتبری باشد و مدیر آن مدیریت مناسبی داشته باشد. من به عنوان یک سرمایهگذار، به جای اینکه تکتک این صندوقها را شناسایی و بررسی کنم، میتوانم به یک مدیر اعتماد کنم که این کار را برای من انجام دهد. ممکن است خود من نتوانم یک سهم خوب انتخاب کنم، نتوانم یک صندوق درآمد ثابت مناسب را شناسایی کنم یا حتی ندانم نصاب اوراق و سپرده یک صندوق چگونه است. شاید اصلاً بلد نباشم صندوق اهرمی بخرم یا از ریسک آن بترسم. در شرایط مناسب بازار، انتخاب صندوق اهرمی میتواند بازدهی بسیار خوبی داشته باشد. اما من ممکن است ابزار اختیار معامله را هم نشناسم. در حالی که مدیر یک صندوق اهرمی از اختیار معامله استفاده میکند. امروز حتی شاهد استفاده از اختیار معامله در صندوقهای طلا نیز هستیم. بنابراین من در واقع اختیار مدیریت دارایی خود را به یک مدیر میدهم تا بین مدیران خوب و صندوقهای خوب، دارایی من را تخصیص دهد. این همان مزیت اصلی صندوق در صندوق است.
اگر بخواهیم مسئله را خیلی خلاصه روشن کنیم، شما درباره ناشناخته ماندن «صندوق در صندوقها» نسبت به سایر صندوقها صحبت کردید. به نظر شما این مسئله چطور قابل حل است؟ چه نقشی برای نهادهای مالی در این زمینه قائل هستید؟
من عمیقاً معتقدم که ممکن است ما در یک مقطع نسبت به برخی قوانین یا شرایط معاملاتی ناراضی باشیم و بگوییم چرا این قانون خوب کار نمیکند یا چرا زمانبندی آن مناسب نیست. اما این مسائل بهتدریج اصلاح میشوند. بازار سرمایه ما همچنان در حال رشد است و کارهای زیادی میتوان برای بهبود شرایط انجام داد. شرایط معاملاتی نیز بهمرور بهبود پیدا میکند. برای مثال، سال گذشته حذف حجم مبنا را داشتیم که اقدام بسیار خوبی بود و البته چند سال طول کشید تا اتفاق بیفتد. درباره دامنه نوسان نیز همچنان صحبت میشود. بنابراین باید این نکته را در نظر داشته باشیم که بازار سرمایه باید بهتدریج توسعه پیدا کند. در اینجا یک بخش فنی وجود دارد. برای مثال، باید دست صندوق در صندوق از نظر زمانبندی معاملات بازتر باشد. فرض کنید صندوقهای طلا از ساعت مشخصی فعالیت میکنند. حالا یک صندوق در صندوق میخواهد در صندوق طلا سرمایهگذاری کند. ساعت فعالیت صندوق در صندوق باید از چه زمانی باشد؟ آیا باید از ساعت 8:30، مانند برخی صندوقها، آغاز شود یا از ساعت 9، مانند صندوقهای سهامی؟ اینجا یک گپ زمانی ایجاد میشود و لازم است این زمانبندیها با یکدیگر هماهنگ شوند. موضوع دیگر، محدودیتهای مربوط به نصابهاست که میتوان آنها را مورد بازنگری قرار داد. همچنین گزارشدهی مدیر صندوق باید بیشتر و شفافتر شود. گزارشهای آنلاین بهتری ارائه شود تا سرمایهگذار بداند در هر لحظه وضعیت صندوق چگونه است و پرتفوی آن به شکل شفافتری مشخص باشد؛ اینکه مدیر در کدام صندوقها سرمایهگذاری کرده و ترکیب داراییها چگونه است. به نظر من این شفافیت اشکالی ندارد و حتی میتواند بیشتر شود. اینها بخش فنی موضوع است و البته مسائل دیگری نیز وجود دارد که بهتر است مدیران صندوقها درباره آنها توضیح دهند؛ چرا که آنها طی سالهای گذشته مستقیم با این مسائل درگیر بودهاند. به نظر من این موارد از طریق تعامل میان خود نهادها، کانونها و سایر فعالان این حوزه قابل حل است. اما بخش دیگری وجود دارد که به وظیفه ما مربوط میشود. طبیعتاً همانطور که برای سایر صندوقها انرژی میگذاریم، نهادهای مالی که امروز یا در آینده مدیریت این صندوقها را بر عهده دارند، باید برای آموزش و معرفی آنها برنامه داشته باشند و درباره این صندوقها اطلاعرسانی و تبلیغ کنند. در کنار آن، طبیعتاً وجود یک پشتوانه در شرکت اطلاعرسانی و روابط عمومی سازمان بورس نیز ضروری است. باید به سرمایهگذاران گفته شود که چنین ابزاری وجود دارد، درباره آن مطالعه کنند و عملکرد آن را ببینند. همین کاری که امروز در این برنامه در حال انجام آن هستیم، میتواند نمونهای از این اقدام باشد. باید به مخاطب گفته شود که چنین ابزاری وجود دارد، آن را بررسی کند و حتی برای آن بهصورت اختصاصی تحلیل تولید شود. از طرف دیگر، خود نهادهای مالی نیز باید با رویکرد Asset Allocation به این صندوق نگاه کنند و افراد متخصص و توانمند را برای مدیریت آن به کار بگیرند. نباید این تصور وجود داشته باشد که چون صندوق در صندوق است و ذاتاً ریسک کمتری دارد، پس میتوان مدیر ضعیفتری برای آن انتخاب کرد. باید به اندازه سایر صندوقها برای آن انرژی گذاشته شود و عملکرد آن نیز بهصورت مستمر گزارش شود. حتی میتوان عملکرد صندوق در صندوق را با گزینههای سرمایهگذاری دیگر مقایسه کرد. برای مثال، به سرمایهگذار گفته شود اگر به جای صندوق در صندوق، در یک صندوق درآمد ثابت سرمایهگذاری کرده بود، چه بازدهی به دست میآورد؛ اگر طلا میخرید، چه بازدهی داشت؛ و در مقابل، صندوق در صندوق چه عملکردی برای او ایجاد کرده است. در واقع باید به سرمایهگذار نشان داده شود که پرتفوی او میتواند ترکیبی از طلا، نقره، صندوقهای اهرمی، گواهی سپرده و صندوقهای درآمد ثابت باشد و یک مدیر متخصص این تخصیص دارایی را برای او انجام میدهد. مطمئنم اگر با این روش پیش برویم و در کنار آن، آپشنها و پیشنهادهای جذابی نیز برای سرمایهگذاران ارائه کنیم، این صندوقها حتماً مخاطب خودشان را پیدا خواهند کرد. در این صورت، بهجای اینکه ارزش داراییهای تحت مدیریت صندوقهای در صندوق حدود دو و خردهای همت باشد، میتوان انتظار داشت که این صندوقها نیز به ارقام بسیار بالاتری برسند.
مشروح دیدگاههای علی جبلعاملی قائممقام مدیرعامل گروه مالی کارآمد را درباره چشمانداز فعالیت «فراصندوقها» که در قالب برنامه «صندوقچه» مطرح شده، در ویدئوی زیر ببینید و بشنوید: