فصل بانک - یک کارشناس بورسی گفت: مسئولیت اجتماعی زمانی معنا پیدا میکند که در راستای منافع بلندمدت سهامداران و کسبوکار باشد، نه اینکه به ابزاری برای تحمیل هزینههایی خارج از مأموریت شرکت تبدیل شود.
خبرگزاری مهر ؛ گروه اقتصاد - علی فروزانفر ؛ در روزهای اخیر و همزمان با برگزاری مجامع عمومی سالیانه شرکتهای بورسی، موضوع مسئولیت اجتماعی شرکتها بار دیگر به یکی از محورهای بحث در بازار سرمایه تبدیل شده است. طرح برخی درخواستها برای افزایش اعتبارات مسئولیت اجتماعی در مجامع، این پرسش را پررنگتر کرده که اساساً این هزینهها باید با چه منطقی تعریف شوند، چه مرزی با وظایف حاکمیتی دارند و آیا میتوان شرکتهای بورسی را برای تخصیص منابع بیشتر در این حوزه تحت فشار قرار داد یا خیر. این بحث زمانی حساستر میشود که پای منافع سهامداران به میان میآید؛ زیرا هر تصمیمی درباره هزینهکرد منابع شرکت، در نهایت میتواند بر سودآوری، تقسیم سود و ارزش بنگاه اثر بگذارد.
در همین چارچوب، مهدی سوری، کارشناس بورسی و تحلیلگر ارشد بازار سرمایه، در گفتوگو با خبرنگار مهر تاکید کرد: مسئولیت اجتماعی زمانی معنا پیدا میکند که در راستای پایداری کسبوکار و منافع بلندمدت سهامداران باشد، نه اینکه به ابزاری برای جبران خلأهای سیاستگذاری یا تحمیل هزینههای خارج از ماموریت بنگاه تبدیل شود.
تفاوت CSR و ESG؛ دو مفهوم نزدیک اما متمایز
سوری در ابتدای این گفتوگو با تفکیک دو مفهوم پرکاربرد در ادبیات جهانی کسبوکار گفت: در دنیا معمولاً دو کلیدواژه CSR و ESG در کنار هم مطرح میشوند، اما یکسان نیستند.
به گفته او، CSR یا مسئولیت اجتماعی شرکتها، بیشتر به تعهدات و اقداماتی اشاره دارد که شرکت بهصورت داوطلبانه یا در قالب راهبرد خود در قبال جامعه انجام میدهد؛ از جمله رعایت حقوق کارکنان، فعالیتهای اجتماعی، اقدامات خیرخواهانه و مدیریت آثار اجتماعی فعالیت شرکت.
او افزود: در مقابل، ESG بیشتر یک چارچوب ارزیابی است؛ یعنی سرمایهگذاران و بازار سرمایه بررسی میکنند که یک شرکت از نظر شاخصهای محیطزیستی، اجتماعی و حاکمیت شرکتی در چه وضعیتی قرار دارد. به بیان ساده، CSR میپرسد شرکت چه مسئولیتی دارد و چه میکند، اما ESG میپرسد این عملکرد چگونه سنجیده و گزارش میشود.
این تحلیلگر بازار سرمایه با اشاره به اینکه CSR مفهومی قدیمیتر و ESG چارچوبی جدیدتر و دادهمحورتر است، گفت: با وجود این تفاوتها، در نهایت آنچه اهمیت دارد این است که هر دو در فضای بنگاهداری باید در ارتباط با منافع شرکت و سهامداران فهم شوند.
مسئولیت اجتماعی؛ نه صرفاً کار خیر، بلکه ابزار بقای کسبوکار
سوری با تاکید بر اینکه مسئولیت اجتماعی در فضای حرفهای صرفاً به معنای «انجام کار خوب» نیست، اظهار کرد: در اخلاق حرفهای و فضای کسبوکار، شرکتها قرار نیست صرفاً چون کاری پسندیده است آن را انجام دهند. این اقدامات زمانی توجیهپذیر است که به بقای کسبوکار و کاهش ریسکهای آن کمک کند.
او برای توضیح این موضوع به چند مثال اشاره کرد و گفت: اگر یک شرکت آلایندگی زیستمحیطی ایجاد کند، ممکن است در آینده با جریمه یا محدودیت مواجه شود. یا اگر یک واحد صنعتی در منطقهای مستقر باشد و از منابع آبی آن استفاده کند، طبیعی است که جامعه محلی نسبت به آثار آن حساس شود. در چنین وضعیتی، ممکن است شرکت برای کاهش تنشهای اجتماعی و حفظ تداوم فعالیت خود، به سمت اجرای برخی پروژههای محلی مانند احداث پارک یا مجموعه ورزشی برود.
وی افزود: از این منظر، چنین اقداماتی لزوماً صرفاً خیرخواهانه نیست، بلکه میتواند به تداوم فعالیت بنگاه کمک کند. او در همین زمینه به نمونه اعتراضات محلی بر سر مصرف منابع آب توسط صنایع بزرگ اشاره کرد و گفت در مواردی از این دست، نارضایتی اجتماعی میتواند به مانعی برای ادامه فعالیت شرکت تبدیل شود.
مرز منافع سهامدار و فشار بیرونی
سوری در واکنش به حواشی مجمع یکی از شرکتهای پالایشی پیرامون اختصاص 400 میلیارد تومان برای مسئولیت اجتماعی و گمانهزنیها درباره فشارهای بیرونی برای افزایش این رقم، تأکید کرد: هرگونه هزینه در این حوزه باید دارای توجیه اقتصادی شفاف باشد.
این کارشناس بورسی همچنین تصریح کرد: اگر قرار باشد چنین هزینههایی از منابع شرکت پرداخت شود، باید توجیه روشن اقتصادی و ارتباط مشخص آن با منافع بلندمدت سهامداران قابل توضیح باشد.
به اعتقاد وی، منابع شرکت متعلق به سهامداران است و هزینهکرد در قالب مسئولیت اجتماعی تنها زمانی قابل دفاع است که رابطه مستقیم و مستدل آن با کاهش ریسکهای آتی و صیانت از سودآوری بلندمدت شرکت برای سهامداران اثبات شود.
او توضیح داد: در دنیا، مسئولیت اجتماعی در راستای منافع سهامدار تعریف میشود و کسی حق ندارد صرفاً به این دلیل که کاری پسندیده است، از جیب سهامدار هزینه کند. تنها زمانی این هزینهکرد قابل دفاع است که در نهایت منفعت آن، چه از مسیر کاهش ریسک، چه جلوگیری از هزینههای سنگینتر و چه استفاده از مشوقهای قانونی، به سهامداران بازگردد.
سوری در ادامه تاکید کرد: مسئولیت اجتماعی نباید به موضوعی دستوری تبدیل شود که نهادهای بیرونی بخواهند آن را به شرکتها تحمیل کنند. به گفته او، هرجا این فرآیند از مسیر اقتصادی و حاکمیت شرکتی خارج شود، احتمال بروز تضاد منافع افزایش مییابد.
هشدار درباره تضاد منافع و ضعف نظارت
سوری با اشاره به ساختار مدیریت در برخی بنگاهها گفت: زمانی که مدیران الزاماً خود ذینفع مستقیم شرکت نیستند و با منطق سهامداری تصمیم نمیگیرند، این خطر وجود دارد که هزینهکرد در حوزه مسئولیت اجتماعی به جای آنکه در خدمت منافع شرکت باشد، به ابزاری برای کسب اعتبار شخصی یا تقویت موقعیت مدیریتی تبدیل شود.
او افزود: در چنین شرایطی، ممکن است منابع شرکت در پروژههایی هزینه شود که بیش از آنکه برای بنگاه ارزش اقتصادی ایجاد کند، برای تصمیمگیران آن امتیاز بیرونی به همراه داشته باشد.
سوری همچنین هشدار داد که در نبود شفافیت و نظارت کافی، هر حوزهای که ظاهر خیرخواهانه داشته باشد، مستعد انحراف از هدف اصلی خود خواهد بود.
وی تصریح کرد: مسئله اصلی مخالفت با اصل مسئولیت اجتماعی نیست، بلکه تاکید بر این است که این حوزه باید شفاف، قابل سنجش و پاسخگو باشد تا امکان سوءاستفاده یا انحراف منابع به حداقل برسد.
جای خالی قانونگذاری؛ از جریمه تا مشوق
این تحلیلگر بازار سرمایه در ادامه گفت: در بسیاری از کشورها، هزینههای اجتماعی و محیطزیستی بنگاهها از طریق ابزارهای قانونی مدیریت میشود. اگر شرکتی به محیطزیست آسیب بزند، باید هزینه آن را بپردازد و اگر در جهت منافع عمومی اقدام موثری انجام دهد، ممکن است از مشوقها یا یارانههای مشخص بهرهمند شود.
او برای توضیح این منطق به مثالی از صنعت آب معدنی اشاره کرد و گفت: اگر یک شرکت تولیدکننده آب معدنی، از محل بطریهای پلاستیکی خود هزینهای به طبیعت تحمیل میکند، باید سازوکاری وجود داشته باشد که آن هزینه به خود شرکت بازگردد. در این صورت، شرکت بهطور طبیعی برای کاهش هزینههای آینده، به سمت بازیافت یا ایجاد سازوکار بازگشت بطری حرکت میکند.
از نگاه او، این رفتار نه از سر دلسوزی صرف، بلکه به دلیل توجیه اقتصادی آن شکل میگیرد.
سوری تاکید کرد: اگر قانونگذار هزینههای اجتماعی هر بنگاه را به خود آن بنگاه بازگرداند، آنگاه شرکتها نیز برای کاهش این هزینهها به سمت اقدامات مسئولانه حرکت میکنند. در غیر این صورت، نمیتوان انتظار داشت سهامدار صرفاً با اتکا به استدلالهای اخلاقی، با هزینهکردهای سنگین در این حوزه موافقت کند.
سهامدار زمانی قانع میشود که رابطه هزینه و منفعت روشن باشد
سوری در جمعبندی سخنان خود گفت: مسیر حل این مسئله از فشار بر سهامدار نمیگذرد، بلکه از قانونگذاری درست و ایجاد سازوکارهای شفاف آغاز میشود.
به گفته او، اگر بتوان به سهامدار نشان داد که هزینهکرد مثلاً 400 میلیارد تومانی در حوزه مسئولیت اجتماعی، مانع تحمیل چند هزار میلیارد تومان هزینه یا ریسک در آینده خواهد شد، همراهی او نیز قابل انتظار است.
وی در پایان افزود: تا زمانی که چنین رابطهای بهصورت شفاف، قابل اندازهگیری و قابل دفاع وجود نداشته باشد، انتقاد سهامداران به اینگونه هزینهها، انتقادی قابل درک خواهد بود.