فصل بانک - رقابت واقعی در بیمه آن است که سکو با هزینه کمتر خدمت بهتری عرضه کند،نه آنکه ارزانی ازمنبعی ناشناخته تأمین شود.
اقتصادی
وحید نوبهار، کارشناس صنعت بیمه، در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم اظهار کرد: تخفیف بیمهای در سکوهای برخط و شرکتهای فناوری بیمه (InsurTech) نشانه رقابت و کاهش هزینه توزیع است لکن کاهش قیمت از کدام بخش زنجیره ارزش بیمه تأمین میشود؟ اگر فناوری هزینه توزیع را کاهش داده تخفیف میتواند حاصل بهرهوری باشد. اگر از حاشیه سود بیمهگر پرداخت شود، ماهیت آن متفاوت بوده و اگر منبع آن به درآمد ناشی از گردش و رسوب وجوه حقبیمه ارتباط پیدا کند، موضوع وارد قلمرو دیگری میشود که به شفافیت مالی، مالکیت وجوه و نظارت بیمهای مربوط است.
وی افزود: کاهش هزینه معامله (Transaction Cost) از مهمترین مزیتهای فناوری در بازارهای مالی محسوب شده به طوریکه فناوری میتواند هزینه توزیع و کمیسیون را کاهش داده و با کاهش هزینه جستوجو، رقابت بین عرضهکنندگان بیمه را تقویت کند. فلذا اصل تخفیف در فروش دیجیتال، مسالهزا نبوده اما باید منشأ اقتصادی آن روشن باشد. کاوش دقیق موضوع موردتظر نیازمند بررسی سه وضعیت است. اول اینکه سکو هزینه واقعی توزیع را کاهش داده و بخشی از صرفهجویی را به بیمهگذار منتقل میکند. بعدی اینکه سکو یا بیمهگر از منابع خود برای جذب مشتری استفاده نموده و تخفیف را نوعی هزینه بازاریابی میبیند. در آخر اینکه تخفیف ممکن است با درآمدی مرتبط باشد که از گردش وجوه حقبیمه در بازه زمانی بین دریافت از مشتری و تسویه با بیمه گر حاصل میشود.
نوبهار گفت: از طرفی اگر اظهارات رئیسکل بیمه مرکزی درباره رسوب حقبیمه در کارگزاریها در کنار اقتصاد سکوهای برخط قرار گیرد، توجه وی به موضوع فوق از حیث نظارت مالی اهمیت دارد چرا که در کسبوکارهای با حجم تراکنشهای بالا، فاصله زمانی بین دریافت و انتقال وجه میتواند ارزش اقتصادی ایجاد کند. هرچه حجم وجوه عبوری بیشتر و دوره تسویه طولانیتر باشد، ارزش زمانی پول اهمیت بیشتری خواهدیافت.
وی ادامه داد: البته از اظهارنظر مذکور نمیتوان نتیجه گرفت که تخفیف سکوهای برخط بیمه از محل سود رسوب تأمین میشوند چرا که نیازمند دادههای مالی و قراردادی است. باید مشخص باشد وجه در چه حسابی قرار میگیرد، متوسط زمان تسویه چقدر است، چه نهادی مالک اقتصادی مانده حساب است، آیا حساب سودده است، درآمد حاصل به چه شخص یا شرکتی تعلق میگیرد و این درآمد در صورتهای مالی چگونه ثبت میشود. هرچند بدون دادههای فوق ارتباط بین رسوب وجوه و تخفیف در حد یک فرضیه اقتصادی باقی میماند معهذا خود فرضیه ارزش بررسی جدی دارد.
این کارشناس صنعت بیمه تصریح کرد: باید اشاره کرد که مساله مالکیت و حفاظت از وجوه اهمیت پیدا میکند. آییننامه تنظیم امور نمایندگی بیمه درباره وجوه حقبیمه دریافتی تکالیف مشخصی مقرر کرده و مقررات ناظر بر کارگزاریهای برخط نیز بر واریز حقبیمه به حساب شرکت بیمه گر تأکید دارد. لذا هر فاصله زمانی میان پرداخت مشتری و وصول وجه توسط بیمهگر باید از نظر منشأ، مدت، حساب مقصد و منفعت اقتصادی حاصل از آن قابل ردیابی باشد. اگر وجه متعلق به بیمهگذار یا بیمهگر است، استفاده از آن برای ایجاد درآمد مالی باید تابع قواعد روشن و قابل حسابرسی باشد.
نوبهار گفت: حال پرسش تخفیف از جیب چه کسی پرداخت میشود؟ اهمیت تازهای پیدا میکند. اگر تخفیف از کاهش هزینه عملیاتی ناشی از فناوری تأمین شود، مشتری در حال دریافت بخشی از بهرهوری ایجادشده است. اگر بیمهگر تخفیف را از حاشیه سود خود پرداخت کند، در واقع هزینه جذب مشتری را پذیرفته است. اگر سکو از منابع خودش تخفیف دهد، این هزینه میتواند بخشی از راهبرد جذب و نگهداشت مشتری باشد. اما اگر درآمد حاصل از گردش وجوه، یکی از منابع تأمین تخفیف باشد، باید روشن شود این درآمد به چه کسی تعلق دارد و آیا اساساً استفاده از آن برای کاهش قیمت بیمه مجاز و شفاف است یا خیر.
وی افزود: تمایز مذکور در اقتصاد بیمه اهمیت حیاتی دارد چرا که قیمت بیمه تابعی از هزینه خسارت مورد انتظار، هزینههای اداری، هزینه توزیع، هزینه اتکایی و بازده مورد انتظار سرمایه است. اگر تخفیف باعث شود قیمت فروش به شکل پایدار از قیمت اقتصادی ریسک فاصله بگیرد، آثار آن ممکن است در زمان فروش قابل مشاهده نبوده و بعدها در نسبت خسارت، سود فنی و توانگری مالی شرکت بیمه گر ظاهر شود. مشتری ممکن است امروز بیمهنامه ارزانتری بخرد، اما اگر الگوی اقتصادی فروش ناپایدار باشد، هزینه آن در آینده میتواند از مسیر کاهش کیفیت خدمات، افزایش فشار مالی بر بیمهگر یا کاهش ظرفیت پذیرش ریسک به بازار بازگردد.
این پژوهشگر صنعت بیمه اظهار کرد: مساله فوق با ساختار کارمزد نیز ارتباط مستقیم دارد. آییننامه شماره 102 شورای عالی بیمه سقفهای کارمزد نمایندگان و کارگزاران رسمی را تعیین کرده و پرداخت مبالغ خارج از ضوابط مقرر را محدود کرده است. لذا تخفیفهای تبلیغاتی باید از نظر منبع مالی از کارمزد، هزینه بازاریابی، صرفهجویی عملیاتی و درآمدهای مالی حاصل از گردش وجوه تفکیک شوند.
نوبهار ادامه داد: از سوی دیگر نماینده و کارگزار بیمه برای جذب مشتری، ارائه مشاوره و حفظ رابطه با بیمهگذار هزینه نموده و نظام پرداخت میتواند رفتار وی را تغییر دهد. نوع پرداخت به واسطه و شدت انگیزههای مالی میتواند بر انتخاب محصول، قیمت و کیفیت توصیه اثر بگذارد. از این رو سکوهای هوشمند با الگوریتمهای رتبهبندی و پیشنهاد محصول، قدرتی دارند که در شبکه سنتی فروش با همان شدت وجود نداشت.
وی گفت: اگر رتبه محصول، جایگاه آن در نتایج جستوجو یا میزان نمایش آن تحت تأثیر کمیسیون قرار گیرد، مقایسه قیمتی ممکن است به هدایت تقاضا تبدیل شود. جالب است که ارزانترین بیمهنامه عنداللزوم بهترین بیمهنامه نیست. تفاوت دو محصول ممکن است در سقف تعهدات، فرانشیز، استثنائات، کیفیت خدمات خسارت و دامنه پوشش قرار داشته باشد.
نوبهار افزود: اگر رقابت سکوها بر قیمت متمرکز شود، بیمهگذار ممکن است محصولی را انتخاب کند که در زمان خسارت، تناسب کمتری با نیاز واقعی او دارد. در این حالت، تخفیف اولیه بخشی از ارزش بیمه را کاسته و مسالهای که باید با عنوان رقابت قیمتی شناخته شود، به رقابت بر سر کمکردن کیفیت پوشش نزدیک میشود.
وی تصریح کرد: لذا توجه بیمه مرکزی به مساله رسوب حقبیمه و نحوه فعالیت سکوهای برخط را باید اقدام مهم برای سلامت صنعت دانست. مقرراتگذاری در پیوند فناوری، پرداخت، بیمهگری و تجارت الکترونیک نیازمند دقت بالایی است. حساسیت نهاد ناظر نسبت به مالکیت وجوه، مسیر انتقال حقبیمه و رابطه مالی میان بیمهگر و واسطه میتواند مانع شکلگیری الگوهایی شود که در ظاهر با تخفیف و قیمت پایین جذاباند لکن اقتصاد آنها بر منابعی استوار است که منشأ و مالکیتشان برای مشتری روشن نیست.
این کارشناس صنعت بیمه خاطرنشان کرد: منظور اینجانب مقابله با تخفیفهای دیجیتال نبوده و صنعت بیمه کشور به رقابت، کاهش هزینه توزیع و استفاده از فناوری نیاز دارد. آنچه ضرورت دارد، شفافیت منشأ تخفیف است. اگر فناوری هزینه را کاهش داده میزان صرفهجویی باید قابل سنجش باشد. اگر تخفیف هزینه بازاریابی سکو است، باید الگوی اقتصادی آن روشن باشد. اگر بیمه گر بخشی از حاشیه سود خود را واگذار میکند، اثر آن بر سود فنی و کیفیت پرتفوی باید قابل ارزیابی باشد و اگر رسوب وجوه در ایجاد درآمد نقش دارد، زمان تسویه، مالکیت مانده وجوه، حساب مقصد و درآمد حاصل از آن باید برای نهاد ناظر قابل ردیابی باشد.
نوبهار در پایان گفت: در این صورت، تخفیف از ابزار تبلیغاتی به شاخص سنجش بهرهوری صنعت تبدیل خواهدشد. رقابت واقعی زمانی خواهدبود که سکو بتواند با هزینه کمتر، خدمت بهتر و انتخاب دقیقتر، قیمت مناسبتری عرضه کند؛ نه اینکه کاهش قیمت از منبع ناشناخته تأمین شده و هزینه واقعی آن در بخشی دیگر از زنجیره بیمه پنهان بماند.
انتهای پیام/