- نوشته شده توسط:
فصل بانک نشریه الکترونیکی تخصصی بانک
-
دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۶:۳۸
- ۱۴ بازديد
فصل بانک - وارن بافت، به عنوان معروفترین سرمایهگذار زنده جهان بسیار مورد توجه علاقمندان به بازارهای مالی است. او ۲۵ سال پیش ضمن مقایسه ارزش بازار با تولید ناخالص داخلی ایالات متحده سعی کرد تا معیاری برای ارزندگی بازار، معرفی کند. با این حال هماکنون این معیار مورد نقد دوباره قرار گرفته و به نظر میرسد که نیازمند تغییر است.
فصل بانک - وارن بافت، به عنوان معروفترین سرمایهگذار زنده جهان بسیار مورد توجه علاقمندان به بازارهای مالی است. او 25 سال پیش ضمن مقایسه ارزش بازار با تولید ناخالص داخلی ایالات متحده سعی کرد تا معیاری برای ارزندگی بازار، معرفی کند. با این حال هماکنون این معیار مورد نقد دوباره قرار گرفته و به نظر میرسد که نیازمند تغییر است.
به گزارش پایگاه خبری بازار سرمایه ایران (سنا) ، اگر به بازارهای مالی به خصوص بازارهای سهام علاقهمند باشید، حتما تاکنون هم اسم وارن بافت را زیاد شنیدهاید و هم میدانید که بازار سهام در بورسهایی نظیر نیویورک و سئول رکوردهایی قابل توجه را در یکی دو سال اخیر به ثبت رسانده است؛ رکوردهایی که بیش از هر چیز از توسعه هوش مصنوعی و کامیابی سهام مربوط به زنجیره ارزش این صنعت نوپا ناشی میشود.
عواملی از این دست در کنار افزایش تورم به خصوص در بخش انرژی سبب شده تا توجه سرمایه گذاران بار دیگر به پرتفوی وارن بافت و نظرات او راجع به حباب هوش مصنوعی جلب شود. البته وارن بافت سقوط بازار سهام نیویورک را پیشبینی نکرده است. با این حال، شاخصی که او زمانی از آن بهعنوان «احتمالاً بهترین معیار واحد برای سنجش سطح ارزشگذاری بازار در هر مقطع زمانی» یاد کرده بود، اکنون به بالاترین سطح تاریخ خود رسیده است. پرسش اینجاست که تا چه اندازه باید نگران بود؟
«پیشگوی اوماها» این جمله را حدود 25 سال پیش، زمانی که 71 سال داشت، مطرح کرد. اما امروز به نظر میرسد «شاخص بافت» نیازمند بازنگری باشد.
این شاخص از تقسیم ارزش کل بازار سهام آمریکا که با شاخص ویلشایر5000 نمایندگی میشود، بر اندازه اقتصاد ایالات متحده (تولید ناخالص داخلی) به دست میآید.
در حال حاضر این نسبت به حدود 230 درصد رسیده است؛ در حالی که پیش از ترکیدن حباب داتکام، حدود 150 درصد بود. البته از آن زمان تغییرات زیادی رخ داده است؛ اما تفاوت مهمتر آن است که شرکتهای آمریکایی امروز بسیار بیشتر از گذشته درآمد خود را از کشورهای دیگر دریافت میکنند.
به باور کارشناسان که سهم درآمدهای خارجی شرکتها بهشدت افزایش یافته است، بنابراین این شاخص دیگر آنقدر که باید دقیق نیست.
به گفته او، مقایسه درآمدهای جهانی شرکتها با اقتصاد داخلی آمریکا، از هر 2 جهت موجب ایجاد انحراف میشود. به همین دلیل او اصلاحاتی بر این شاخص اعمال کرده که از جمله آنها، وزندهی شرکتها بر اساس سهم درآمدشان از بازار آمریکا است.
بر این أساس 2 نکته وجود دارد. نکته اول اینکه پس از این تعدیلات، نسبت یادشده به 144 درصد کاهش مییابد. این خبر خوبی است. اما خبر بد این است که همین رقم نیز از منظر تاریخی همچنان نشاندهنده ارزشگذاری بسیار بالای بازار است.
برخی کارشناسان شناخته شده در بازارهای سرمایه جهان میگویند: «هیچ تردیدی وجود ندارد که بازار بسیار گران به نظر میرسد.»
به باور این دسته از کارشناسان، اگرچه دادههای کافی برای مقایسه این نسخه تعدیلشده با تمام دورههای تاریخی شاخص اصلی وجود ندارد، اما افراط کنونی از برخی جهات حتی نگرانکنندهتر است؛ زیرا زمانی که نرخهای بهره به شکل غیرعادی پایین بود، توجیه چنین ارزشگذاریهایی آسانتر به نظر میرسید.
پس آیا زمان آن رسیده که سرمایهگذاران از بازار فرار کنند؟
پاسخ کوتاه خیر است.
ارزشگذاری به عنوان یک روش سرمایهگذاری به تنهایی هیچگاه ابزار مناسبی برای پیشبینی نوسانات کوتاهمدت بازار نبوده است. روزنامه والاستریت ژورنال سالها پیش نیز درباره عبور شاخص بافت از اوج دوران حباب داتکام نوشته بود. وارن بافت نیز چنین ادعایی نکرده است؛ اما ترکیب پرتفوی برکشایر هاتاوی(شرکت وابسته به وارن بافت) پیام روشنی در خود دارد.
این پرتفوی نشان میدهد سهام در حال حاضر گران است و احتمالاً در مجموع بهسختی خواهد توانست بازده بیشتری نسبت به نگهداری وجه نقد ایجاد کند؛ نه اینکه رئیس این شرکت انتظار یک سقوط قریبالوقوع را داشته باشدآ اما هم سبد سهام برکشایر و هم اظهار نظرهای اخیر او نشان می دهد بافت بیش از قبل جانب احتیاط را در سرمایهگذاری نگاه میدارد. برکشایر همچنان به خرید سهام اقدام کرده، اما با سرعتی کمتر و انتخابهایی گزیدهتر. در مقابل، موجودی نقد شرکت به رقم خیرهکننده 400 میلیارد دلار رسیده است.
این رویکرد محتاطانه، تا حدودی خیال سرمایهگذاران عادی را که بهراحتی دچار نگرانی میشوند، آسوده میکند.
در واقع، پیام اصلی «شاخص وارن بافت» این است که پس از رشد قدرتمند بازار و افزایش قابلتوجه ارزشگذاریها، سرمایهگذاران باید انتظار داشته باشند که بازده بازار سهام آمریکا در سالهای آینده کمتر از میانگین تاریخی باشد.